تبليغاتX
Lootimammad

Lootimammad

یادداشت های سپهر برتون

هر وقت دلم مي‌گرفت مي‌نوشتم، اما حالا ديگه نه. نمي‌تونم. نوشته‌هاي آدمها گوياي حال و روزشونه. ميشه از نوشته‌ها، پي به درون و دل آدمها برد. اما من حتي نمي‌تونم بنويسم تا ديگران پي به احوالم ببرن. اونقدر خسته و بي‌حوصله شدم كه فكرم به نوشتن نمي‌رسه. اين روزها بدجوري مشغولم. مشغول كار و كار و كار. يه جورايي خودم رو تو كار غرق كردم. نمي‌دونم چرا؟ هيچ تفريحي ندارم. همه سرگرميم شده Massage بازي. همه دلخوشيم شده انتظار كشيدن تا ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/11/17ساعت 15:3  توسط سپهر برتون  | 

888 روز قبل بود كه پا به دفتر گذاشتم و با دنياي جديدي آشنا شدم. كوچيكتر كه بودم هميشه فكر مي‌كردم يه روزنامه‌نگار بايستي كلاه بارباپا به سر بذاره، ريش پرفوسوري داشته باشه، موهاش بلند باشه، خيلي جدي باشه، همه‌ش فكر كنه، عينك داشته باشه، تو هر يه جمله‌ش يه بار از ئيسم استفاده كنه، هميشه به جاي چاي قهوه بنوشه!! و ... و كلا با آدمهاي ديگه فرق داشته باشه. بزرگتر كه شدم خيلي از اين ذهنيات پاك شد و تونستم روزنامه‌نگارها رو مثل ساير آدمها ببينم. مثل ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2006/11/3ساعت 8:24  توسط سپهر برتون  |