یه بار دیگه عید اومد و سال نو شد و همه چیز رنگ و بوی تازه گرفت. یه بار دیگه گلها و درختها شکوفه دادن و چهره طبیعت رو دگرگون کردن. یه بار دیگه صدای شرشر بارون بهاری تو گوشهام طنین انداخت. یه بار دیگه همه جهان تغییر کرد. و این بار این تغییر شامل حال من و تو هم شد. این بار ما هم کنار هم بودیم. هر روز، هر دقیقه، هر ثانیه، هر لحظه ... . این بار من و تو، هم به یاد همدیگه بودیم و هم برای همدیگه. خیلی خوب بود. خیلی خوش گذشت. و مثل همیشه خیلی زود گذشت. خیلی زودتر از همیشه و باز هم چشم باز کردم و تو رو در حال رفتن دیدم. سخته دیدن رفتنت. خیلی. الآن حال و روزی دارم مثل اون شب. شکننده و بیحال. مثل همه روزهایی که نیستی