يادش به خير. اون وقتها كه بچه بوديم نه سرزمين عجايبي بود و نه كامپيوتر و موبايل و اين همه اسباببازيهاي رنگارنگ تا بتونيم خودمون رو باهاش سرگرم كنيم. همه سرگرميمون بازيهاي الك دولك و هفت سنگ بود و در كنارش تماشاي كارتونهاي تلوزيون. و چقدر اين كارتونها رو من دوست داشتم و به ديدنشون عادت كرده بودم. نه فقط من، بلكه همه بچههاي محل عادتم كرده بودن. عادت كرده بوديم غصه هاچ رو بخوريم و براي شيرين كاريهاي نيك و چهاردست بخنديم. زرنگيهاي پسرشجاع و سادهلوحيهاي پينوكيو رو ...
ادامه مطلب
