من ديگه خسته شدم. خسته از اين همه دلتنگي. خسته از اين همه دوري. خسته از اين همه غصه و بدبياري. خسته از اين همه ريا و دو رويي. خسته شدم من. از اين همه نارفيقي. خسته شدم من از دستت. تا كي ميخواي فريبم بدي؟ تا كي ميخواي گولم بزني؟ تا كي ميخواي اميدهام رو نااميد كني؟ تا كي ميخواي چشمام رو باروني ببيني؟ تا كي ميخواي دلم رو بلرزوني؟ تا كي ميخواي داغ به دلم بنشوني؟ تا كي ميخواي باهام راه نياي؟ تا كي؟ خسته شدم من از دستت ... تا كي من عاشق بشم و يارم بره؟ تا كي بايد شاهد رفتنها باشم؟ تا كي بايد درد هجران بكشم؟ تا كي ميخواي عاشقم كني و بعدش ...
ادامه مطلب
